زمان در برههای از زمان به سراغ همه ما میآید. اما اینکه زمان چگونه بر ما تأثیر میگذارد، به رابطهای که با آن داریم بستگی دارد. جوانی نه تنها حالتی از بدن، بلکه حالتی از ذهن نیز هست. و راز آن در ناخودآگاه نهفته است.
ساختار اساسی مغز ما از لحظه تولد، حتی در رحم مادر، شروع به رشد میکند. در طول این فرآیند، هر اطلاعات، تجربه و احساسی که دریافت میکنیم در ناخودآگاه ما جمع میشود و شخصیت ما را شکل میدهد. با این حال، یک واقعیت جالب اینجاست: مغز نمیتواند بین اطلاعاتی که از دنیای بیرون میآید و افکاری که در دنیای درون خود ایجاد میکنیم، تمایز قائل شود.
مغز نمیتواند بین خیال و واقعیت تمایز قائل شود.
بنابراین، افکار، باورها و کلمات تکراری به مرور زمان در ناخودآگاه ما ریشه میدوانند. مغز خود را طبق این دستورات بازسازی میکند. این دقیقاً همان جایی است که مانتراها و جملات تاکیدی وارد عمل میشوند.
مانتراها زبان ناخودآگاه هستند. هر تکرار، شیمی مغز را از نو تنظیم میکند. وقتی به خودتان میگویید: «من جوان، سرزنده و سالم هستم»، مغز این دستور را به عنوان واقعیت درک میکند. دلیلش این است که مغز بین خیال و واقعیت تفاوتی قائل نمیشود. هر چه به آن بگویید، آن را به عنوان حقیقت میپذیرد.
علم نیز از این دگرگونی پشتیبانی میکند. اپیژنتیک نشان میدهد که ژنهای ما ایستا نیستند؛ آنها به دلیل عوامل محیطی، افکار و احساسات دائماً در حال تغییر هستند. به عبارت دیگر، ما صرفاً به میراث ژنتیکی خود وابسته نیستیم. میتوانیم با برنامهریزی ذهن خود، بدن خود را جوان نگه داریم.
بدن از ذهن پیروی میکند.
جوانی ذهنی کلید جوانی پایدار است. زیرا بدن از ذهن پیروی میکند. اگر ذهن خود را برای جوانی برنامهریزی کنید، سلولهای شما نیز بر اساس آن بازسازی میشوند. تکرار روزانهی جملات تاکیدی، کدهای جوانی را در ضمیر ناخودآگاه جای میدهد.
به یاد داشته باشید، شما ابزار قدرتمندی در دستان خود دارید: ذهن خودتان. نحوه استفاده از آن، احساس شما، کلماتی که تکرار میکنید، زندگی و بدن شما را شکل میدهد. مغز خود را دوباره برنامهریزی کنید. زیرا جوان ماندن یک انتخاب است.
