من نمیتونم خودمو دوست داشته باشم!
سوالاتی مانند «آیا عشق به خود مهم است؟» یا «من با خودم مشکل دارم»، بسیار رایج هستند. برای توضیح این موضوع، ابتدا لازم است به یک نکته کلیدی بپردازیم. هر فردی یک هاله و یک انرژی دارد. در واقع، هالههای ما با همه اطرافیانمان ارتباط برقرار میکنند. میدانید که مردم چطور میگویند: «حالشان اینطور است، انرژیشان امروز خوب نیست»؟ در واقع، ما میتوانیم افکار همه اطرافیانمان را بخوانیم. زیرا هالهها و انرژیهای ما در حال ارتباط هستند. مغز ما در واقع با یکدیگر ارتباط برقرار میکند؛ ما از همه چیز آگاه هستیم، اما این کار را آگاهانه انجام نمیدهیم.
حالا بیایید به سوال اصلی برگردیم. اگر کسی دائماً میگوید: «من خودم را دوست ندارم»، لازم است ارتباط انرژی و هاله که قبلاً ذکر شد را در نظر بگیریم. افراد وقتی کسی خودش را دوست ندارد، آن را حس میکنند، زیرا ضمیر ناخودآگاهشان صحبت میکند، انرژیهایشان صحبت میکند و هالههایشان صحبت میکنند. بنابراین، طرف مقابل متوجه میشود که ما خودمان را دوست نداریم. بنابراین، اگر خودمان را دوست نداشته باشیم، چرا دیگران ما را دوست داشته باشند؟ این بدان معناست که ما خودمان را بیارزش میبینیم، که چیزی برای دوست داشتن در مورد خودمان نداریم. اگر خودمان را دوست نداشته باشیم، هیچ کس دیگری ما را دوست نخواهد داشت. بنابراین، ارزشمندترین چیز برای شما خودتان هستید.
بنابراین، باید خودتان را دوست داشته باشید. ممکن است نقصهایی داشته باشید؛ هیچکس کامل نیست. ممکن است اشتباه کرده باشید، این امکانپذیر است. ممکن است نگران آینده باشید، اما هر روز فرصتی برای شروع دوباره است. گاهی اوقات، معایب افراد میتواند به مزایا تبدیل شود. اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شدهاید میتوانند به عنوان تجربه به شما بازگردند. بنابراین خودتان را دوست داشته باشید، با اشتباهات خود کنار بیایید، با آنچه انجام دادهاید کنار بیایید. با فکر کردن به آنها، سرزنش خود و ماندن در آن چرخه معیوب، نمیتوانید پیشرفت کنید. اگر خودتان را دوست نداشته باشید، نمیتوانید پیشرفت کنید، نمیتوانید خوشحال باشید، نمیتوانید موفق باشید. اولین شرط موفقیت، عشق به خود است.
هر کسی نقصهایی دارد.
مفهوم اعتماد به نفس در واقع ارتباط نزدیکی با این موضوع دارد. افرادی که به عنوان افرادی با اعتماد به نفس بالا توصیف میشوند، عموماً افرادی هستند که خودشان را دوست دارند. این موضوع توسط اطرافیانشان احساس میشود. اغلب، آنچه مردم به عنوان "کاریزمای بالا" توصیف میکنند، ناشی از آرامش فرد با خودش است. البته، اغراق همیشه بد است، ما این را میدانیم، از آن آگاه هستیم. اما دوستان، خودتان را به حداقل برسانید، چه اشکالی دارد؟ شما به هر حال به خودتان نیاز دارید. اگر از خودتان مراقبت نکنید، اگر خودتان را دوست نداشته باشید، اگر برای خودتان ارزش قائل نباشید، هیچ کس دیگری برای شما ارزش قائل نخواهد شد. در طول زندگی، شما و بدنتان باید با هم زندگی کنید، روح و بدنتان. اگر یکی از آنها از دست برود، زندگی وجود نخواهد داشت.
بنابراین، ما صلح خواهیم کرد، خودمان را دوست خواهیم داشت. ممکن است نقصهایی داشته باشیم؛ افراد نقصداری هستند که نقصهای خود را به مزایا تبدیل کردهاند. افراد نقصداری هستند که بسیار مشهور شدهاند و افراد نقصداری که بسیار خوشحال شدهاند. شاید آنچه که شما اغلب به عنوان کاستی یا نقص در خود میبینید، اصلاً نقص نباشد؛ ممکن است فقط دیدگاه شما باشد. بنابراین، بیایید خودمان را بیشتر دوست داشته باشیم. زیرا اگر ما وجود نداشتیم، اگر خودمان را دوست نداشتیم، نمیتوانستیم دیگران را هم دوست داشته باشیم. بنابراین، عشق بسیار مهم است و دوست داشتن خود از همه مهمتر است.
